قطب بندی های انتخابات و تاثیر آن بر شکاف های اجتماعی

انتخابات ها حول و حوش «تدام وضع موجود» و « تغییر در وضع» موجود شکل می گیرد. بنابراین در درجه اول کسانی واجد اهمیت در انتخابات می شوند که بهترین نمونه برای نمایندگی این دو سو باشند. بنابراین انتخابات ریاست جمهوری سه قطب اصلی خواهد داشت.
قطب «جنبش سوم تیر» که با حذف کاندیدای جریان دولت در انتخابات ریاست جمهوری، به یکی از قطب های سه گانه انتخابات تبدیل خواهد شد و بهترین ظرفیت را برای تصاحب آراء مربوط به دولت را در اختیار دارد. این قطب انتخاباتی  بر «حفظ و تداوم نقاط قوت جنبش سوم تیر» و «نفی بازگشت به گذشته» تاکید دارد که جلیلی و جبهه پایداری(لنکرانی) مهمترین نمایندگان این قطب از انتخابات هستند.
این قطب در شکاف فکری و سیاسی و ایدئولوزیک با مخالفتهای  جریان سکولار  فکری و اصلاح طلب سیاسی روبروست و سهمی از آراء آنها ندارد که امری طبیعی است چون این پایگاه اجتماعی در دو انتخابات سال 84 و خصوصا 88 در برابر او بوده است. اما پایگاه اسلام گرایان و مجموعه هایی که تحت عنوان اصول گرا شناخته میشوند را با خود همراه خواهند داشت.
در بحث شکاف های اقتصادی و جغرافیایی، پایگاه رای اصلی قطب جنبش سوم تیر روستاها، شهرهای کوچک، جنوب شهرهای بزرگ و طبقات پایین و محروم جامعه از نظر اقتصادی است که کمیت قابل ملاحظه ای دارند. مزیت این قطب در این اقشار و گرایش های اجتماعی به جذابیت گفتمان عدالت برای آنها، تجربه و احسیاس مثبت از  خدمات سوم تیرها در دو دولت گذشته خصوصا دولت نهم و ظرفیت تاریخی و  بالای منفی هاشمی در آنهاست.
البته مساله گرانی های اخیر بر روی تمایل این طبقات موثر است و ریزش هایی در آن ایجاد می کند اما سطح ریزش های آن قدر نیست که رای این بدنه اجتماعی بدر انتخابات را دچار چالش بنیادی کند و قطب جنبش سوم تیر همواره یک کف رای موثر از این طبقه خواهد داشت. به خصوص این که دو قطب حاضر در انتخابات فاقد ظرفیت و استعداد برای جذب آراء این طبقات هستند.
اما طبقات متوسط و متوسط رو به بالا و مرفه و نیز شهرهای بزرگ و مناطق شمالی نشین آن جزء مخالفان جدی این قطب خواهند بود و گزینه تغییر وضع موجود را بر گزینه حفظ وضع موجود ترجیح خواهند داد.
گرایش مثبت به قطب جنبش سوم تیر  در شکاف توده و نخبه همانند انتخابات دهم  معطوف به توده هاست و   همچنان نخبگان در نقطه مقابل او قرار دارند و در انتخابات یازدهم  به سمت رقبای آنها متمایل خواهند شد.

قطب اصلاحات- سازندگی که بر «نقد مطلق وضع موجود» و «بازگشت بدون تغییر به گذشته خصوصا دوره سازندگی» تاکید دارد. هاشمی این قطب را نمایندگی می کند.
اصلاح طلبان از یک پایگاه نسبتا قابل توجه ثابتی برخوردارند که سهم عمده آن به گرایش های فکری سکولار و گرایش سیاسی اصلاح طلب در معنای موسع آن تا جریانات ملی مذهبی مربوط می شود. این پایگاه ایدئولوژیک و سیاسی، بخش جریان ساز و سازنده موقعیت اجتماعی برای اصلاح طلبان است. این پایگاه در طی سال های بعد از دوم خرداد و خصوصا در سال 88 و حوادث آن بیشتر خصلتی برون گفتمانی پیدا کرده است به طوری که  حجم کسانی از آنها  که درون گفتمان انقلاب اسلامی تعریف شوند، جناح اقلیت را شکل می دهند.
اصلاح طلبان در شکاف جغرافیایی و اقتصادی بر طبقات متوسط شهری و  ساکنان شهرهای بزرگ متکی اند و با آوردن هاشمی قادر نیستند به طبقات ضعیف اقتصادی و ساکنان شهرهای کوچک و روستاها و حاشیه نشین ها و جنوب شهری ها دسترسی پیدا کنند.
نخبگان در مقایسه با توده ها تمایل بیشتری برای رای دادن به اصلاح طلبان دارند و آنها در شکاف توده و نخبه به رای نخبگان باید دل خوش باشند.

قطب قالیباف که بر «نقد وضع موجود»، «نفی بازگشت به گذشته» و «توسعه مدیریت کنونی کلان شهر تهران به سطح ملی»  تاکید دارد.
قالیباف بر خلاف اصلاح طلبان و قطب جنبش سوم تیر، از یک پایگاه ایدئولوژیک و فکری و سیاسی تثبیت شده و با قابلیت سازمان دهی اجتماعی  برخوردار نیست. اما می تواند گرایش های از دو جریان عمده مذکور را به سمت خود جذب کند. همچنین امکان جذب آراء بخش های از گرایش های غیر سکولار و اصول گرا را دارد. در واقع جذب آرایی که قالیباف در این پایگاه انجام می دهد بیشتر سلبی است تا ایجابی و ناشی از اولویت گذاری خطر بیشتر این پایگاه اجتماعی  از ناحیه  هاشمی است.
در شکاف جغرافیایی – اقتصادی سبد اصلی آراء قالیباف مانند اصلاح طلبان در طبقه متوسط شهری و ساکنان شهرهای بزرگ است و کسب آرا قابل توجه  از طبقات محروم و شهرهای کوچک و روستاها برایش انتظار نمی رود.
در بین نخبگان و توده ها نیز بیشتر،  آراء نخبگان به سوی قالیباف خواهد رفت و در بین توده ها موقعیتی پیدا نخواهد کرد .چالشی که قالیباف و قطب سازندگی- اصلاحات با آن روبرویند مشاع و مشترک بودن پایگاه رایی است که در این دو حوزه دارند.پرویز امینی

/ 0 نظر / 20 بازدید